نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴ - تاریخ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سصید و سی و سه ز بعد هزار

شب ز وحشت کسی نمیخوابد

در ده و شهر و قریه از باران

کاخ معمول کس نمی یابد

آفتاب ار شود پدید از ابر

همه جا بر خرابه می‌تابد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف درد و رنج مردم در پس از سی و سه سال می‌پردازد. آن شب، از ترس و وحشت، هیچ‌کس نتوانسته خواب برود. در دهکده‌ها و شهرها، به خاطر باران، هیچ‌کس نمی‌تواند جایی طبیعی و راحت پیدا کند. حتی اگر آفتاب هم از میان ابرها نمایان شود، نور آن تنها بر خرابه‌ها می‌تابد و نشان‌دهنده ویرانی و مصیبت است.