نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ - در تشرف سیدالعارفین ملاذالسالکین میرزا زین‌العابدین نعمت‌علیشاه صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

گفتم برندی آیا دیدن توان خدا را

گرمی توان خبر ده از روی لطف ما را

گفتا توان ولیکن با دیده‌ئی که بیند

در موقع زیارت سلطان دین رضا را

گفتم مگر توان دید شه را بدیده گفتا

اصل زیارت اینست در باب مدعا را

صاحب‌سرا اگر نیست اندر سراچه حاصل

هر روز اگر تو صد بار کوبی و در سرا را

ور هست و رؤیت وی بهر تو شد میسر

آنگه توان زیارت بشمرد آن لقا را

قسم دگر نباشد جز آستانه بوسی

در بزم خاص شاهان ره نیست هر گدا را

گفتم اگر نبودیم ما اهل آن زیارت

یزدان نخواست محروم یک مشت بینوا را

نعمتعلی شه آنجاست مشمول لطف مولاست

البته میکند یاد یاران آشنا را

گشتند چون رسولان مشمول رحمت حق

بودند‌ امتان نیز مشمول آن عطا را

خرم دمی که ناگاه آید بجلوه چون ماه

تا اهل دل به بینند آن روی دلربا را

آن حامی شریعت آن رهبر طریقت

آنکوست درحقیقت شه کشور صفا را

دارد صغیر‌ امید کز لطف بی‌نهایت

مولی به پای دارد همواره این لوا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر با خدا سخن می‌گوید و درباره‌ی توانایی دیدن خداوند و زیارت آن حضرت صحبت می‌کند. او در ابتدا می‌پرسد آیا ممکن است توانایی دیدن خدا را داشته باشیم و دوستش پاسخ می‌دهد که این امکان برای دیدن با چشم دل و در زمان زیارت امام رضا نیز وجود دارد. شاعر اشاره می‌کند که اگر در مکان خاصی نباشیم، حتی اگر بارها مراجعه کنیم، از زیارت محروم خواهیم ماند. او بر این باور است که اگر به صاحب منزل نزدیک نباشیم، حتی اگر به درب آن سرا هم برویم، چیزی نخواهیم دید. شاعر به این حقیقت اشاره می‌کند که در آستانه‌ی قدس، تعلق خاطر و امید به رحمت الهی وجود دارد و این امید حتی برای بندگان ضعیف نیز برقرار است. در نهایت، او بر اهمیت امام و نقش او به عنوان راهنمای روحانی تأکید می‌کند و امید به لطف و بخشش الهی را برای همه انسان‌ها می‌بیند.