نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ - تاریخ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

که اندر جهان مرگ مغلوب وی شد

چه کس بود آنکس کجا بود و کی شد

کی از مرگ ایمن توانشد که ممکن

نه از بهر جمشید و نه بهر کی شد

کدامین نهال اندر این باغ سر زد

که آخر نه از تیشه‌اش ریشهٔی شد

کدامین گلستان ز باد بهاری

شکفت و نه پژمرده ز آسیب دی شد

مکن اعتمادی بگردون که باید

فراری از این گنبد سست پی شد

سعید آنکسی کز دم نیک مردان

پر از دوست و ز خود تهی همچو نی شد

چو فخر زنان مام صابر علی شه

که او را بعشق علی عمر طی شد

نه چون دیگران جوانمش مرده آری

هر آنکسکه پیش از اجل مرد حی شد

چه آن نفس مرضیهٔ مطئنه

ز پیمانهٔ ارجعی مست می‌شد

صغیرش به تاریخ رحلت رقم زد

که با روح زهرا قرین روح وی شد

۱۳۴۹

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوع مرگ و تقدیر انسان می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند از مرگ فرار کند؛ نه جمشید و نه هر کس دیگر. او به بیان تصاویری از زندگی و چند گل و باغ می‌پردازد تا نشان دهد که تمامی چیزها در نهایت از بین می‌روند یا پژمرده می‌شوند. اعتماد به دنیا و زندگی گذرا را بی‌فایده می‌داند و بر اهمیت نیروی معنوی و دوستانه اطمینان می‌کند. شاعر از افراد نیکوی مردانگی یاد می‌کند و به عشق اشاره می‌کند؛ به ویژه عشق علی و اهمیت روح بزرگ زهرای اطهر. در نهایت، مرگ را بخشی از زندگی و تقدیر می‌داند که نباید از آن ترسید.