نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۲۱۱- میرک کور « میرزا قاسم » سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ چهارم در ذکر حضرات واجب التعظیم / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

بخش 1

در خوشنویسی مسلم روزگار و در انشاء سرآمد فضلای بلاغت شعار بود. پدرش بوزارت شاهزاده بدیع الزمان میرزا اشتغال داشت خود بطالب علمی و کسب کمال مساعی جمیله بظهور میآورد و بعد از آن بسپاهیگری مشغول شده در خدمت درمش خان که لله من بود بسر می برد و خان مذکور با او ظرافت ها میکرد و او از این معنی بسیار آزرده خاطر می بود در آن ولا این دو بیت بطرز بوستان حسب حال خود گفته :

گشت بی صبری من موجب رسوایی من

یکی را برآری و خانی دهی

بصد عزتش کامرانی دهی

یکی را بیاری و نوکر کنی

آخر در شهور سنه اثنین و ثلاثین و تسعمایه در هری در خانه خواجه حبیب الله بدست یکی از ترکان کشته شد، این ابیات از جمله اشعار اوست :

روزی با میرزای مذکور بباغ مراد هرات بطریق گشت رفته بودیم و در خانه بیت العشرت مشهور منزل کرده بودیم این رباعی و مطلع را در بدیهه گفته و بدیوار خانه نوشت:

و گویا این مطلع حسب حال خود نوشت و مولانا شوقی یزدی این مطلع را تضمین کرده و در پهلوی خط او بدیوار نوشت:

بخش 2

قد بر افراز که کوته شود این افسانه

مشکل حکایتی است که گفتن نمیتوان

برجان و دلم همیشه بیداد از تو

فریاد ز بیداد تو و داد از تو

بخش 3

فریاد ز تو، هزار فریاد از تو

دردا که گل امیدم از باغ مراد

هرگز بمراد دل غمگین نگشاد

افسوس ز هجر یار جانی افسوس

بخش 4

ای بی تو گردش فلک بی مدار حیف

بودی و در زمانه نظیری نداشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

بخاک سیاهش برابر کنی نظم پیش واعظ منشین قصه طوبی مشنو مشکل تر آنکه از تو نهفتن نمیتوان رباعی ای خاطر مستمند، ناشاد از تو فریاد ز درد نامرادی، فریاد بیت ای بی تو گردش فلک بی مدار حیف باشد زمانه و تو نباشی هزار حیف قطعه نا که ز گردش فلکت خون بریختند