نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۴۰۸- مولانا مقصود کاشی سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از آدمیزده های شهر خود است و در علم سیاق وقوفی دارد و در شعر طبعش بسیار خوبست، این چند مطلع از اوست:

چون شد سرم به تیغ جدایی ز تن جدا

سر بی تو خون گریست جدا و بدن جدا

صبا دارد بکف چو گان زلف عنبر افشانش

ببازی میزند هر لحظه بر گوی زنخدانش

جای سنگش بر تنم پیراهن نیلوفریست

گرد گلخن بر سر آن جامه خاکستری است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره شاعری از شهر خود نویسنده است که در ادبیات و شعر استعداد خوبی دارد. چند مطلع از اشعار او آورده شده که احساساتی مانند جدایی، عشق و زیبایی را به زیبایی بیان می‌کند. اعم از غم و اندوه جدایی و توصیف شور و شوق در مورد محبوب و ویژگی‌های زیبای او.