نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۲۹۹- مولانا نیکی سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

پسر علی حلاج، اصفهانیست مردی درویش و کم سخن است و صحبت نیکی دارد چون هنوز جوانست امید که در شعر ترقی کند این دو مطلع از اوست :

مرا وقت وداع این غم آباد است پنداری

جانفشانیها بخاک پای یارم آرزوست

وه که یک جان دارم و در دل هزارم آرزوست

دامن زبدآموزی دشمن مکش از من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پسر علی حلاج اصفهانی، مردی درویش و کم‌گوی است که صحبت‌های نیکی دارد و هنوز جوان است. امید می‌رود که در شعر پیشرفت کند. این دو بیت شعر از اوست که احساسات عمیقش را در وداع و آرزوهایش بیان می‌کند. او از دشمنش می‌خواهد که به او آسیب نرساند.