۳۰۸- مولانا پرتوی شیرازی سام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
پرتو انوار کلام بلاغت فرجامش همه جا رفته و قبول سخنان مقبولش در دل ارباب وفا راه یافته، از جمله این مطلع از اوست :
گیرم که بود یار تو دگر کو دل دیگر
آتشی افکند در دل عشقم از هر آرزو
آرزو سوز است و عشق من سراسر آرزو
نه بخود ناله جرس از دل ناشاد کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به زیباییهای کلام و هنر سخنوری اشاره دارد و از تأثیر عمیق عشق و آرزوها بر قلب انسان صحبت میکند. در بیانی شاعرانه، فرد بیان میکند که حتی اگر معشوق دیگری داشته باشد، آتش عشق و آرزوی او همچنان در دلش شعلهور است. عشق و آرزوها به نوعی همسان با یکدیگرند و باعث درد و ناله در دل عاشق میشوند. در واقع، عشق میتواند به سوزش و بیقراری منجر شود.