نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۳۳۸- قایلی سبزواری سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

در اصل از سبزوار است و اکنون در شهر قزوین ساکن گشته در نهایت فقر و انکسار روزگار میگذراند این مطلع از اوست :

یار بی مه رو منم عاشق زار عجبی

حال زار عجبی دارم و یار عجبی

میگفتند این بیت از اوست :

اما خود انصاف میدهد که این از من نیست، این مطلع نیز از اوست :

بخش 2

از قد خم شده و چهره ی زردم او را

میکند حلقه زرگوش گذار عجبی

بخش 3

دوای درد دل ریش از کجا طلبم

کجا روم ز که این درد را دوا طلبم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از سبزوار است و اکنون در قزوین با فقر و مشکلات زیادی زندگی می‌کند. او در اشعارش به احساسات عمیق خود درباره عشق و دردهای روحی‌اش اشاره می‌کند. به عنوان مثال، در یکی از اشعارش حال زار خود را در کنار یار بی‌مه رو توصیف می‌کند و در شعر دیگری به جستجوی درمان درد دلش می‌پردازد. با وجود آثار زیبایی که از او نقل شده، خود او به این نکته اشاره می‌کند که برخی از این بیت‌ها از او نیستند.