نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۳۴۳- شریف محمد سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

برادر زاده ی مولانا امیدی است و تخلص او هجری،این دو مطلع از اوست :

بی خبر از سرم آن سرو روان میگذرد

من بجان کندنم و عمر روان میگذرد

با من سخنت هیچگه ای تنگ دهن نیست

گویا، دهن تنگ تو را جای سخن نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

برادرزاده‌ی مولانا، که نامش امید است و تخلصش هجری، در این دو بیت به بیان احساسات خود می‌پردازد. او از بی‌خبری خود نسبت به احوال معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که در حالی که عمرش به سرعت سپری می‌شود، معشوق به آرامی از کنارش می‌گذرد. همچنین اشاره می‌کند که در گفت‌وگو با معشوق، احساس می‌کند که او تمایلی به صحبت کردن ندارد.