نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۳۵۶- مولانا مشفقی بغدادی سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

در خدمت مولانا لسانی می بود بلکه مولانا را بجای فرزند بود. بخدمت اصحاب شعر بسیار رسیده و در قواعد شعر وقوفی دارد و اوقات بتقوی و طهارت میگذراند و در جواب غزل شیخ کمال خجندی که مطلعش اینست :

سرو دیوانه شده است از هوس بالایش

میرود آب که زنجیر نهد در پایش

این غزل را بسیار خوب گفته :

این دو مطلع از اوست بد واقع نشده :

بخش 2

گر کند در نظرم جلوه قد رعنایش

سر نهد مردمک دیده ی من در پایش

سرو پیش قد او لاف زد از رعنایی

باد آمد بچمن تا به کند از جایش

سنبل آشفته شده در چمن از طره ی او

آتش افتاده بگل از رخ حسن آرایش

دل دیوانه که آشفته آن زلف دو تاست

پا برون کی نهد از سلسله سودایش

بهتر از عمر گرانمایه عزیزش دارم

هر بلایی که بمن میرسد از بالایش

شاخ گل ساعد پر داغ تو را دید که باز

گل گل افروخته سر تا بقدم اعضایش

مشفقی دل بکسی داده ای امروز که او

بکشد زارت و از کس نبود پروایش

بخش 3

اگر از بزم می خوی کرده آن بی باک برخیزد

بهر جا رو نهد لب تشنه ای از خاک برخیزد

از آنساعت که بر عارض فکندی زلف پر چین را

چو زلف خود پریشان ساختی صورتگر چین را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مولانا لسانی شخصی با تسلط در قواعد شعر و در خدمت مولانا بوده است. او زمان خود را به تقوی و پاکی می‌گذراند. در پاسخ به غزل شیخ کمال خجندی، شعری زیبا سروده که در آن به زیبایی و جذابیت محبوبش می‌پردازد. او از جلوه‌های رعنایی معشوق، تأثیر آن بر طبیعت و احوال دل دیوانه خود سخن می‌گوید. در نهایت، او به ارزش بزرگ محبوبش اشاره کرده و می‌گوید هر مشکلی که برایش پیش می‌آید از حسن محبوبش ناشی می‌شود. غزل نیز به زیبایی توصیف شده و به مضمون عشق و زیبایی پرداخته است.