شمارهٔ ۶۰ سیف فرغانی
سیف فرغانی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای شده از پی جامه ز لباس دین عور
روبه حیلهگری ای سگ پوشیده سمور
عسلی پوشی و گویی که به فقرم ممتاز
شتران با تو شریکند به پشمینهٔ بور
نشوی رهرو اگر مخرقه را خوانی فقر
نشود رهبر اگر مشعله بردارد کور
ره بدین رفته نگردد که تو غافل گویی
که به شیرینسخن از خلق برآوردم شور
سامری گاو همی ساخت ز زر تا خلقی
به خری نام برآرند چو بهرام به گور
با وجود شکمی تنگتر از چشم مگس
چند از بهر گلو سعی کنی همچون مور
طمع خام ببر از همه کس تا پس ازین
گردهٔ قسمت تو پخته برآید ز تنور
مال را خاک شمر رنج مبین از مردم
نوش را ترک کن و نیش مخور از زنبور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از افرادی میپردازد که با ظاهری فریبنده و به نام دین در حال فریب مردم هستند. شاعر به این افراد هشدار میدهد که اگرچه لباس دین به تن کردهاند، ولی در واقعیت به حیلهگری مشغولند. او به طعنه میگوید که به ظاهر فقر را تقدیس میکنند، در حالی که به ثروت و مال فکر میکنند. بر این اساس، شاعر تأکید میکند که انسان باید از طمع و حرص دوری کند و به جای چشمپوشی از رنج دیگران، به درک حقیقی زندگی و معنای آن پردازد. در نهایت، او به کنایه میگوید که ارزش واقعی مال را باید در خود آن جستجو کرد و از خوردن نیش زنبور (زخمت و قضاوت نادرست) پرهیز کرد.