نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - در پیدایش نفس و صفت آن شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / کنز الحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چنین گفتند دانایان اسرار

که چون حق کرد نور خویش اظهار

ز عکس نور او شد عکس عالم

که خوانندش حکیمان روح اعظم

ز روح اعظم و از امر اعلی

پدید آمد به خلقت عقل اولی

حدیث از سید سادات نقل‌ست

که مخلوق نخست از امر عقل‌ست

به امر از عقل کرد او نفس پیدا

چنان کز جنب آدم شخص حوا

از آن پس عرش و کرسی و سموات

که باشد اندر او چندین علامات

ز نور و ظلمت و افلاک و انجم

ز ارکان و موالید و ز مردم

چو صورت بست ازین بس نفس انسان

جدا کردش به نطق از جمع حیوان

ز حق نفس‌ت بدین ترتیب و مقدار

به چندین واسطه آمد پدیدار

ازو بهتر نیامد هیچ موجود

ز موجودات او بوده است مقصود

کسی کو محرم سر خدا نیست

امانت را بدو دادن روا نیست

در این معنی سخن گفتند حالی

ولیکن من نگویم جز مثالی

مثالت گر نکو مفهوم گردد

تو را سرّس از آن معلوم گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی آفرینش و جایگاه انسان در هستی می‌پردازد. دانایان بر این باورند که وقتی خداوند نور خود را ظاهر کرد، عالم به وجود آمد و آن را "روح اعظم" می‌نامند. این روح از طریق عقل اول به خلقت رسید. طبق روایتی، نخستین مخلوق از امر عقل است و نفس انسان نیز به همین صورت به وجود آمده است. در ادامه، اشاره می‌شود که خلقت عالم مانند عرش، کرسی، آسمان‌ها و دیگر موجودات، نشانه‌هایی از نور و ظلمت است. انسان به‌واسطه نطق از سایر حیوانات جدا شده و از طریق واسطه‌هایی به وجود آمده است. متن بر این نکته تأکید دارد که هیچ موجودی بهتر از انسان آفریده نشده و کسی که به اسرار الهی دسترسی ندارد، نمی‌تواند امانت الهی را درک کند. در نهایت، اگر این مطالب به خوبی فهم شود، انسان می‌تواند به اسرار عمیق‌تری پی ببرد.