بخش ۱۵ - الفرقة الثالثة شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منکر وحدتند جمله مجوس
تا چه گفته است گبرک منحوس
شر و کفر ازوجود اهرمن است
خیر یزدان کند که ذوالمنن است
نیک و بد دیده اند بدکیشان
زان دو فاعل نهاده اند ایشان
به توهم که نیک بد نکند
باز بد کار نیک خود نکند
ورنه هر شخص ضد خود گردد
بد شود نیک و نیک بد گردد
مصدر هر یکی جدا باشد
پس جهان را دو کدخدا باشد
مبدء خیر و شر جمله امور
نزد ایشان بود ز ظلمت و نور
ای موحد ز ذوق دل برخوان
«اَ إله مع اللّه» از قرآن
نیک گر دفع بد تواند کرد
نکند یا نه خود نداند کرد
بد بود، ورنه خودبود عاجز
به خدائی کجا سزد هرگز
زانچه گفته است ظالم گمراه
در صفتهای حق، تعالی اللّه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به نقد اعتقاد به دو اصل خیر و شر بهعنوان دو نیروی مستقل پرداخته و به وحدت معنوی اشاره میکند. شاعر بر این باور است که شر به وجود اهریمن مرتبط است و خیر از آنِ خداوند است. همچنین، او به خطای بدکیشان اشاره میکند که نیک و بد را دو فاعل جدا میدانند و با توهم خود سعی در توجیه اعمال نادرست دارند. در نهایت، او از موحدان میخواهد به فهم عمیقتر خداوند و اوصاف الهی بپردازند و بیان میکند که خداوند بر هر چیزی تواناست و هیچ نقصی در وجود او نیست.