نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ - الفصل الثّالث فی تنزیه ذاته تعالی و تقدّس علم الیقین شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / فصل سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ذات حق در جهات می​ناید

کم نگردد ز هیچ و نفزاید

متبرا ز چند و چون ذاتش

وز مقولات ده برون ذاتش

چون به موضوع در نمی​آید

گفت جوهر ورا کجا شاید

جای خواهد همیشه هر جوهر

عرض است حال باز در جوهر

آنکه را جای نیست نبود حال

عرض و جوهری بدوست محال

هیچ حادث در او نگردد حال

عرضیت بر او گزاف و محال

کم و کیف و متی و اَیْن و مضاف

وضع و فعل، انفعال، ملک گزاف

دانش آفریده نیست محیط

به کمالش چه مردم و چه بسیط

نکند وصف او عبارت ما

نرسد سوی او اشارت ما

«لیس» را با «کمثله» برخوان

معنی آن قوی کن از برهان

نه به کس نه کسی بدو ماند

صفت ذات او هم او داند

«لایحیطون» از این بیان کرده است

بی​نشانی از او نشان کرده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این verses به توصیف ذات خداوند اشاره دارد و بیان می‌کند که خداوند با هیچ چیز تحلیل نمی‌شود و از هیچ کم و کاستی رنج نمی‌برد. ذاتی که فراتر از مقولات و تصورات بشری است و در آن هیچ گونه حادثه‌ای رخ نمی‌دهد. در اینجا به این نکته تأکید می‌شود که صفات خداوند درک نمی‌شوند و نمی‌توان آنها را به سادگی با کلمات بیان کرد. خداوند هیچ مشابهی ندارد و وجود او از هر نوع توصیف انسانی فراتر است. در نهایت، اشاره می‌کند که می‌توان به دلیل ذات او، به درک عمیق‌تری نسبت به او رسید، اما هیچ انسانی قادر به درک کامل او نیست.