بخش ۴ - التمثیل شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل پنجم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نفس و عقل چون زجاجه و مشکوة
دل چو مصباح ونور او ز صفات
خانهای کاندر اوست این قندیل
تن انسان بود بدین تأویل
چشم و گوش و مشام و ذوق و مسام
روزن است و دریچههای به جام
ماورای دریچه و روزن
کیست بنشسته بازگو با من
دست تو آستین دستی دان
زیر هر موی از آن نشستی دان
لیک از آنجا حلول فهم مکن
تا نیفتی به شبهههای کهن
دافع شک و شبهۀ منکر
نص «بی یسمع» است و «بی یبصر»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به رابطه بین نفس، عقل و دل اشاره دارد و آنها را به اشیای مختلفی تشبیه میکند. نفس و عقل مانند زجاجه و مشکوة هستند و دل به عنوان چراغی میدرخشد که نورش از صفات خداوند است. انسان به عنوان خانهای در نظر گرفته میشود که در آن قندیل (دل) وجود دارد. حواس انسان (چشم، گوش، مشام و ذوق) به عنوان روزنههایی به دنیای بیرون معرفی میشوند. شاعر از مخاطب میخواهد تا درک عمیقتری از حقایق داشته باشد و از افتادن در شبهات و تردیدها خودداری کند. او بر این نکته تأکید دارد که فهم صحیح بدون آگاهی از منابع واقعی ممکن نیست.