بخش ۵ - فی اعجاز القرآن شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل ششم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
اول اعجاز خلق هر دو جهان
کرد ایزد به جملۀ قرآن
چونکه عاجز شدند «لایأتون»
گشت نازل ز حضرت بیچون
بعد از آن امتحان به «عشر سور»
کرد با جمله خلق بار دگر
باز عاجز شدند با که و مه
گفت «فأتو بسورة مثله»
نص «لن تفعلوا» بیامد باز
به حدیثی تمام کرد اعجاز
با وفور دواعی ایشان
سوی ابطال معجز قرآن
همه از عاجزی فرو ماندند
لوح «لم تفعلوا» فرو خواندند
هر حدیثی از اوست بی مانند
معجزاتش نگر که باشد چند
معنیش خود برون ز حصر و عدد
«نفدالبحر قبل ان تنفد»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اعجاز قرآن و ناتوانی انسانها در آوردن نظیری برای آن صحبت میکند. شاعر میگوید که خداوند با آفرینش دو جهان، اعجاز قرآن را به نمایش گذاشت و وقتی مردم خواستند معجزهای مشابه بیاورند، عاجز شدند. خداوند سپس از آنها خواست که سورهای همانند سورههای قرآن بیاورند، اما باز هم ناتوان ماندند. این ناتوانی نشاندهنده عظمت و یکتایی قرآن است و شاعر به این نکته اشاره میکند که معجزات قرآن بینظیر و فراتر از شمارش هستند.