شاکر بخارایی
زندگینامهٔ شاکر بخارایی
شاعر بزرگ نیمهٔ اول قرن چهارم هجری است. از احوال و زندگانی او اطلاعی موجود نیست.نزدیکترین کسی که نامی از او برده، خسروانی شاعر معروف اواسط قرن چهارم است که میگوید: همی حسد کنم و سال و ماه شرک برمبه مرگ بوالمثل و مرگ شاکر (و) جلاب منوچهری دامغانی در قصیدهٔ خود در مدح عنصری به پنج شاعر بخارایی اشاره دارد که بطور یقین یکی از آنان شاکر است. سنایی در ترکیببندی که در مدح مکینالدین است اشاره به شاعران بزرگ عرب و ایران میکند و از او یاد میکند: احطل و اعشی در آن جانب شده صاحب نفیرشاکر و جلاب از این جانب شده صاحبنفر اشعار او به کوشش آقای مجید اماموردی به نقل از کتابهای اشعار پراکندهٔ شعرای فارسی زبان به کوشش ژیلبر لازار و همچنین شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان در قرنهای ۳/۴/۵ هجری به تصحیح محمود مدبری در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار شاکر بخارایی
شعرهای شاکر بخارایی
- شمارهٔ ۱ — نفرین کنم ز درد فعال زمانه را
- شمارهٔ ۲ — خوشا نبید و غارجی، با دوستان یکدله
- شمارهٔ ۳ — سرد است روزگار و دل از مهر سرد نی
- شمارهٔ ۲ — همه واذیج پرانگور و همهجای عصیر
- شمارهٔ ۳ — به آن کس که جانش ز دانش تهی است
- شمارهٔ ۴ — بهر دنیا تا به کی کالیدنت
- شمارهٔ ۵ — فری ز آن زلف مشکینش چو زنجیر
- شمارهٔ ۱ — ترک با کژ کمان راست کند کار جهان
- شمارهٔ ۱۱ — به چاه سیصد باز اندرم من از غم او
- شمارهٔ ۱۰ — بر دل مکن مسلط گفتار هر لتنبر
- شمارهٔ ۱۲ — یکی دانشپژوهی داشت گربز
- شمارهٔ ۱۳ — خون انبسته همیریزم بر زرینرخ
- شمارهٔ ۷ — هر که او در ره رود سرمست و شوخ
- شمارهٔ ۸ — صاحبا! صد بهینه و مه و سال
- شمارهٔ ۶ — روی مرا هجر کرد زردتر از زر
- شمارهٔ ۹ — کجا تو باشی گردند بیخطر خوبان
- شمارهٔ ۱۶ — مرا رفیقی پرسید کاین غریو ز چیست
- شمارهٔ ۱۷ — چرا نه شکر کنم نعمت تو را شب و روز
- شمارهٔ ۱۸ — چه جویی آن ادبی که آن ادب ندارد نام
- شمارهٔ ۲۰ — به رادیش راد ماند به زفت
- شمارهٔ ۱۴ — به گامی سپرد از ختا تا ختن
- شمارهٔ ۱۹ — به آتش درون بر مثال سمندر
- شمارهٔ ۲۱ — همه عشق وی انجمن گرد من
- شمارهٔ ۱۵ — تازیانه دوتا چو ...ر خسر