نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشک ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل سوم - سوگواری‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

رسید موسم ماتم که گریه ساز کنید

فغان و ناله به سبط شه حجاز کنید

شهید کرب و بلا، بی کفن فتاده به خاک

ز اشک غسل دهیدش، بر او نماز کنید

بپا کنید چو بزم عزای شاه شهید

ز دیده ها رگ سیل سرشک، باز کنید

هر آن کسی که به ماتم سرای او نگریست

از او که اهل بکا نیست احتراز کنید

به خون خضاب بود گیسوی علی اکبر

ز آه و ناله بر او قصه را دراز کنید

چو سرو قامت عباس اوفتاده ز پا

نظر دریغ از این پس، به سرو ناز کنید

ز حالت اسرا آگهی اگر خواهید

دمی خیال شترهای بی جهاز کنید

سکینه طفل یتیم حسین آزرده است

نوازش دل آن طفل دلنواز کنید

ز دیده گوهر اشکی به چهره افشانید

به صد نیاز، به کرب و بلا نیاز کنید

کنید یاد به رحمت روان «ترکی» را

چو عزم خواندن این نظم جانگداز کنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ماتم و سوگواری بر شهدای کربلا، به ویژه حضرت عباس و علی اکبر، اشاره دارد. شاعر مردم را به برپایی مجلس عزاداری دعوت می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد که با اشک و ناله یاد این بزرگواران را گرامی دارند. او همچنین به وضعیت اسیران و کودکان بی‌پناه اشاره کرده و از مردم می‌خواهد که به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشند. در نهایت، شاعر از خواندن این شعر به یاد جانباختگان نهضت عاشورا یاد می‌کند و حس همدردی را در دل‌ها زنده می‌کند.