نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - رجوع به تمامی آنکه سخن سه مرتبه دارد و خموشی بالای نطق است ولیکن نه هر خموشیی زیرا که جماد و حیوان و مردم جاهل سخن نمی‌گویند دلیل نکند که خموشی ایشان بهتر از نطق است سلطان ولد

سلطان ولد / ولدنامه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

لیک این هم بدان و فهمی کن

کاین کسی را بود که او ز سخن

جاهلان را کند به حق دانا

عالمان را برد بر اوج سما

ابر جودش دهد به بَر بُرها

چونکه در بحر شد شود دُرها

سخنش مرده را کند زنده

چند روزه نه بلکه پاینده

عقل‌ها، مایه برده از سخنش

روح تازه ز علم من لدنش

خمشی چنین کس است عظیم

کاو بود در جهان مثال کلیم

نی کسی کاو بود ز نادانی

خمش از غایت گران‌جانی

مایه‌ی علم نی درون دلش

بی‌عنایت بمانده آب و گلش

آدم است آنکه در تن چو گلش

تابد انوار حق ز جان و دلش

گر بِلیسَش ز نقص بیند گِل

زان بود کاو ز حق ندارد دِل

لیک گر این خرانِ بی‌مقدار

که ز نادانی‌اند ناقص و خوار

عقلشان بود از ازل ناقص

لاجرم هستشان عمل ناقص

گفتشان ناقص و کژ و مردود

شد بر ایشان ره خدا مسدود

اینچنین کس اگر بود خامش

چون جماد است از او مجوی تو هُش

گفت و خاموشیش همه ابتر

حرکاتش ز همدگر بدتر

چون حدث هر طرف که او گردد

دم‌به‌دم زشت و نحس‌تر گردد

همچو عثمان نما خموش کجاست ؟

که برش گفتگوی بانگ صداست

تا دهد خلق را وی از خمشی

حکمت و علم و ذوق و هوش و خوشی

این مثل گفته‌اند قوم قدیم

مرد کاو هست در زمانه عظیم

گفتِ او سیم دان خموشی زر

چون خموشی و گفتِ پیغمبر

حالت وحی او خموش بدی

چون گذشتی از آن به گفت شدی

سر زدی وحی‌اش از لباس حروف

آب بحرش درآمدی به ظروف

پس ز قرآن سقای خلق شدی

وان حدیثش شفای خلق بدی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی افرادی است که از علم و دانش واقعی بهره‌مند هستند و می‌توانند بر دیگران تأثیر مثبت بگذارند. آنان با سخنان خردمندانه خود، جاهلان را به سوی حقیقت هدایت و عالمان را به اوج کمال می‌رسانند. سبحانه‌وتعالی همچون ابر رحمت بر زمین جاری کرده‌ و کلام آنان قادر به زنده کردن دل‌ها است. نویسنده به تضاد بین انسان‌های با دانش و کسانی که در نادانی باقی مانده‌اند، اشاره می‌کند. افرادی که به علم دست نیافته‌اند، به دلیل نداشتن شعور و درک مناسب، اعمال و گفتارشان ناقص و ناکام است. در مقابل، کسانی که به درک عمیق‌تری از حقیقت رسیده‌اند، می‌توانند در همین دنیا به دیگران علم و حکمت بیاموزند و خود را به کمال برسانند. متن همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که سکوت و خموشی در مواقع لازم می‌تواند به بهتر شدن اوضاع و انتقال معانی عمیق کمک کند، به ویژه زمانی که آن خموشی نتیجه‌ی فکر و تأمل عمیق باشد. در نهایت، نویسنده تأکید می‌کند که گفتار حکیمانه و خموشانه در حقیقت می‌تواند شفای جان‌ها و دل‌ها باشد.