بخش ۴۹ - در تفسیر این آیه که الا ان اولیاء الله لاخوف علیهم و لاهم یحزنون سلطان ولد
سلطان ولد / ولدنامه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
اولیا را از این خدا فرمود
نیستشان خوف از فنای وجود
در پناهم ز هر بلا ایمن
خوش وسرمست در لقا ساکن
خنک آنکس که حق ورا یار است
جان او مست و غرق انوار است
هر دمش از خدا رسد کامی
برتر از دو جهان برد گامی
از ورای زمین و هفت سما
سوی جانان روانه در بیجا
در جهانی که آن ندارد حد
اندر او نیست ضد ّ و ند و عدد
گذر از چون که یار بیچون است
هر که در چون بماند آن دون است
هرکه بگذشت از ح جاب صور
نوع دیگر بود ورا کر و فر
نفس سرکش ورا زبون گردد
ایزدش یار و رهنمون گردد
هر که حق را بود بجان جویان
حق ورا هست همچنان جویان
بلکه آن جستجوی عشق و قلق
اندرو پست شد ز بر تو حق
چون کنی فهم این سر از ایمان
پس بدانی که نیست کس جویان
جز خدای علیم در دو جهان
نیست جوینده آشکار و نهان
هست از نامهاش یک طالب
طلب جمله عکس آن غالب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف اهمیت ایمان و ارتباط با خدا پرداخته و بیان میکند که کسانی که به خدا ایمان دارند، از خطر و فنا ایمن هستند و در حضور خدا خوشحال و مستاند. آنان که به حقیقت خدا پی میبرند، در یک جهان بیحد و شمار قرار میگیرند و از تضاد و محدودیتها فراتر میروند. شاعر تاکید میکند که تنها جوینده حقیقی، خداوند است و سایر تلاشها در جستجوی عشق و حقیقت، به درک عمیقتری از وجود خداوند منجر میشود. در نهایت، شاعر بر اهمیت شناخت و فهم عمیق این حقیقت تأکید میکند.