بخش ۵۷ - در بیان آنکه بی جهدی و عملی در حضور شیخ کار مرید گزارده میشود و بمقصود میرسد چنانکه یکی در کشتی فارغ خفته باشد ناگهان سر بولایتی میزند که اگر بخشگی رفتی ماهها بآنجا نرسیدی و دربیان آنکه شیخ صلاح الدین عظم اللّه ذکره ولد را فرمود که بجز از من سلطان ولد
سلطان ولد / ولدنامه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
همچو کشتی ببحر مردم را
میبرد سوی شهرها بی پا
اندر آن خفته کرده پای دراز
ناگهان میزنند سر ز طراز
همچنین در حضور شیخ نشین
عاقبت خویش غرق نور ببین
نی بایام سنگ لعل شود
از تف آفتاب اگر نرود
رفتنش بی نشان و بیچون است
هرکه او را نداند آن دون است
صحبت شیخ به ز ذکر خداست
زانکه از او نیست آن صفات جداست
هرکه با شیخ همنشین گردد
پاک از خشم و کبر و کین گردد
صحبت شیخ صحبت حق است
دو مبین شیخ رحمت حق است
هر که دو دیده باشد او محجوب
بیخبر ماند از چنان محبوب
تو مبین دو اگر یگانه کسی
یک ببین تا بوصل دوست رسی
گفت روزی مرا صلاح الدین
که تو بر من کس دیگر مگزین
که برون از من ای ولد میدان
نیست چیزی در آشکار و نهان
عرش و کرسی و آسمان و زمین
نیست از من برون یقین دان این
نور حقم در این تن خاکی
نیم از خاک هستم افلاکی
عاقبت بر فلک روم چو ملک
همچنان بگذرم ز هفت فلک
زانکه سر خدای ذات من است
همه اسرار دل صفات من است
همه ارواح پاک جویندم
بی دهان و زبان بگویندم
که تو سری و جان ما چون سر
سر بی سر بود کم از سر خر
گرد روحم فرشتگان گردان
همه انجم چو ماه من رخشان
دمبدم روح من سفر دارد
تو مپندار کو مقر دارد
گفت یزدان که کل یوم شان
کار ما را نه حد بود نه کران
سفر حق بود مطابق او
سفر هر کسی است لایق او
سفر مرد حق بود بیچون
برتر از شش جهت سوی بی سون
راه او را نه پاست نی رفتار
منزلش را نه سقف و نه دیوار
در ره او نه پ ا و نی قدم است
منزلش بی حدوث از قدم است
سر و پا از قبیل تن باشد
در ره جان نه مرد و زن باشد
هست رفتار معنوی جان را
سقف و دیوار معنوی جان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به تشبیه سفر روحانی انسانها به سفری به دریانوردی اشاره دارد. شاعر با اشاره به اینکه انسانها همچون کشتی در دریای زندگی و جهان سیر میکنند، به ارتباط عمیقتری که با استاد یا شیخی معنوی دارند، تأکید میکند. او میگوید که صحبت با شیخ بهتر از ذکر خداست، زیرا او نماینده صفات الهی است و برکت و رحمت را به همراه دارد. شاعر همچنین به اهمیت شناخت خدا و سفر به سوی حقیقت، فراتر از دنیای مادی، و این که در این سفر هیچ حد و مرزی وجود ندارد، اشاره میکند. او بیان میکند که وجود روحانی انسان فراتر از جسم جسد است و در این مسیر، ارتباط با معانی عمیق و انتقالات روحانی مهمتر از شکل و جسم مادی است. در نهایت، این متن بر اهمیت پاکی نیت و همراهی با حق و حقیقت در هر مرحله از سفر زندگی تأکید میکند و یادآور میشود که روح و حقیقت بینهایت فراتر از ظواهر مادی است.