این قطعه را منصف در وقت تسلیم کتاب گوید سعدالدین وراوینی
سعدالدین وراوینی / مرزباننامه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
وزیر عالم عادل ربیب دولت و دین
ایا بطوع فلک طاعت تو ورزیده
هر آنچه بسته ضمیر تو، عقل نگشوده
هر آنچه دوخته رأی تو، چرخ ندریده
ز بس که در شب شبهت فکنده پرتو صدق
چو صبح رأی تو بر آفتاب خندیده
میان خاک سیه زر سرخ آمده بار
ز ابر رحمت تو هر کجا که باریده
هر آرزو که بدان گشته کام جانها خوش
کف کریم تو پیش از سؤال بخشیده
هنر بعهد تو زان پس که دیده قحط کرم
میان روضهٔ ناز و نعیم غلتیده
توئی و طبع تو کز غایت روانی او
بر آتش حسد آب حیات جوشیده
ز دستبوس تو تمکین ندیده منشی چرخ
که گاه خط و گهی خامهٔ تو بوسیده
بذوق عقل توان یافت شوربختی آن
که او مشارع جاه تو خواست شوریده
وفاق رأی تو گر نسپرد رواست که هست
همیشه دامن ظلمت ز نور در چیده
بزرگوارا این بکر را که آوردم
برون ز پردهٔ فکرش تمام بالیده
بزیر دامن اقبال بنده پرور تو
بمحض خون دل خویش پرورانیده
ز بهر زیور او تا زمانه عقد کند
بجای آب، من از دیده خون چکانیده
جهان بجای درم بیدریغ بر سر او
نثار کرده کواکب، سپهر برچیده
نگه بزلف و رخش کن که روشن است امروز
زمانه را بسواد و بیاض او دیده
طمع نمیکنم اندر گرانی کاوینش
عروس اگر چه جمیل است و شوینادیده
که هست جود تو پیش از نکاح او صد بار
هزار مهرالمثلش بمن رسانیده
بهیچ پوشش تشریفم این مقابل نیست
که نیست نیک و بدش بر تو هیچ پوشیده
که داندش چو تو ز ابناء دهر قیمت عدل
که نه فروختهاند این متاع و نخریده
بآستان تو پیوستنش مبارک باد
پی حوادث از روزگار ببریده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره وزیر عادل و عالم است که به قدرت و دانش او تاکید میکند. شاعر از فضل، کرم و معرفت وزیر تعریف میکند و به تأثیر مثبت او بر جامعه و دولت اشاره دارد. او میگوید که وزیر همچون خورشید در شب تاریکی میدرخشد و آرزوهای مردم را برآورده میکند. همچنین به زیر دامن وزیر بودن فردی اشاره دارد که با خون دل خود او را بزرگ کرده است و از خداوند طلب برکت برای این پیوند و موفقیت در زندگی فردی را میکند. در نهایت، شاعر به ارزش والای وزیر و توجه او به عدل و انصاف پرداخته و پیوستن به او را مایه خوشحالی میداند.