نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خسروی که درگه قدر تو را سپهر

تا روز حشر مقصد اهل زمانه کرد

غوغای فتنه دست به جایی که بر گشاد

حزم تو دفع آن به سر تازیانه کرد

پرواز کرد گرد جهان طایر جلال

تا در پناه دولت تو آشیانه کرد

در خون بدسگال تو حزم بهانه جوی

هر قصد بد که آن بتوان بی بهانه کرد

چون طاق کبریای تو اقبال برکشید

از طاق آسمانش قضا آستانه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عظمت و مقام والای یک شاه یا حاکم است که در دوران خودش محبوب و معتبر بوده است. شاعر از قدرت و حکمت او سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که این حاکم توانسته فتنه‌ها و مشکلات زمان را با تدبیر و قدرتش مهار کند. او به مانند پرنده‌ای جلال و عظمت خود را به دور جهان پراکنده کرده و همه چیز در سایه حکومتش به آرامش رسیده است. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که در برابر دشمنان، این حاکم توانایی سُرکوب و دفع خطرات را دارد و در نهایت، قضا و قدر نیز در خدمت او قرار دارد.