شمارهٔ ۳۹ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صدر صدور مشرق و مغرب نظام دین
بر رقعه کمال تو شاهان پیادهاند
چرخ بلند و همت عالیت گوییا
هردو به هم ز یک رحم و صلب زادهاند
احباب تو به ذُوره دولت رسیدهاند
واعدات در حضیض مذلت فتادهاند
در امتثال حکم تو آزادگان دهر
با سرو در چمن شب و روز ایستادهاند
عمریست صاحبا که خطیبان خاطرم
یکسر زبان به خطبه مدحت گشادهاند
چون دیدم از طریق فراست که بیمُکاس
دست و دلت وظیفه ارزاق دادهاند
گفتم مگر که رسم تقاضا براوفتاد
این رسم خود به طالع ثابت نهادهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به توصیف مقام و منزلت یک فرمانروا و ویژگیهای حاکمیت او میپردازد. شاعر با اشاره به تأثیرات مثبت حاکم بر فضای سیاسی و اجتماعی، از مقام او به عنوان منبع کمال یاد میکند. او همچنین به نحوه تعامل حاکم با اطرافیان و آزادیخواهان اشاره کرده و بر احساسات و تحولات سیاسی زمان خود تأکید دارد. در انتها، شاعر به نقش خطیبان و مداحان در ستایش حاکم پرداخته و به نگرانیهایی درباره عدم تحقق خواستهها و نیازهای مردم اشاره میکند.