نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷ ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مرا جان و دل نزد آن سرکش است

که جان بوسه بر خنجرش می‌دهد

ز سرگشتگی دان تو این دردسر

که گردون بد اخترش می‌دهد

چو درد سر خلق او می‌کشد

فلک نیز درد سرش می‌دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دلدادگی به معشوقی سرکش سخن می‌گوید که جانش را فدای او می‌کند. او به سرگشتگی و دردسرهایی که این عشق به همراه دارد اشاره می‌کند و می‌گوید که خدایان نیز به دلیل زیبایی و جذابیت این معشوق، دردسرهایی برای او به وجود می‌آورند. بنابراین، این عشق شامل چالش‌ها و مشکلات زیادی است، اما شاعر همچنان به آن دل بسته است.