شمارهٔ ۱ ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی / ملمعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
اَقبِلِ الساقی برَیحانٍ و راح
هاتِها تَفتَرُّعَن ثَغرِالمِلاح
موسم عیش است در ده جام می
کز جهان بی می نیاید کس فلاح
اِنتَهی فی السُّکرِاَغصانُ الرُّبی
مالِصَحبیَ بَینَ سَکرانٍ و صاح
گل ز خوبی مست و بلبل از نشاط
نیست بیشادی درین موسم مباح
قامَ فی نَصرِالهُدی مُستَنصِرا
اَحرَزَ المُلکَ باطرافِ الرماح
فتح نو در پیش دارد شهریار
عیش و عشرت را ز نو کن افتتاح
یَنتَجی اَرضَ العِدی فی جَحفَلِ
ضَلَّ فیَ لأَلائِهِ ضَوءُ الصَّباحِ
شاه عزم خطه بدخواه کرد
تا فزاید دین و دولت را صلاح
ثابتُ الاِقبالِ منصورُ اللَّوا
مُستقیمُ الاَمرِ مَأَمولُ النَّجاح
دولت اندر پیش و پیروزی ز پس
نصرت اندر قلب و عصمت بر جناح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به شادی و خوشی در زندگی اشاره دارد و دعوت به نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی را دارد. شاعر به زیباییهای طبیعت و نشاط پرندهها اشاره میکند و بیان میدارد که در این فصل خوش، شادی ضروری است. همچنین، شاعر به موفقیتهای یک پادشاه اشاره میکند که پیروزیها و رشد دین و دولت را به همراه دارد. در نهایت، شعری با مضمون پیروزی، سربلندی و امید به آیندهای روشن را به تصویر میکشد.