میدان هشتاد و نهم وجدست خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / صد میدان
از میدان اطلاع میدان وجد زاید. قوله تعالی: «و ربطنا علی قلوبهم اذقاموا». وجد آتشی است افروخته میان سنگ اختیار و آهن نیاز. و آن بر سه وجه است: وجدیست نفس را، و وجدیست دلرا، و وجدیست جانرا. اما آنچه نفس را افتد بر عقل زور کند، و صبر هزیمت کند، و نهانیها آشکارا کند؛ و این وجد معنویست. اما آن وجد که دلرا افتد بر طاقت زور کند تا حرکت کند و بانگ کند و جامه بدرد؛ و این وجد معنویست. اما آن وجد که جانرا افتد حظ وی از حق نقد کند، و نفس وی در حقیقت غرق کند، و جان وی آهنگ بریدن کند؛ این واجد منظور است که حق بوی نگریست.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به تبیین مفهوم وجد (حالت روحی و معنوی) در سه سطح (نفس، دل و جان) میپردازد. وجد برای نفس به معنای تحریکی است که باعث میشود انسان بر عقل خود غلبه کند و صبر را از دست بدهد. این نوع وجد به آشکار کردن نهانیها و تجربیات درونی میانجامد. وجد دل به حرکتی منجر میشود که انسان احساس میکند باید حرکت کند و از خود صدایی بروز دهد، و ممکن است به حالات روحی نظیر خرق جامه نیز بیانجامد. در نهایت، وجد جان به عمق و شدت ارتباط با حقیقت و حق میانجامد که سبب میشود فرد به حقیقت وجودی خود نزدیکتر شده و غرق در شناخت حق شود. در این حالت، انسان احساس میکند که در نظر حق مورد توجه و دیدار قرار گرفته است.