نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار

الهی مران کسی را که تو خود خواندی، آشکار مکن گناهی را که تو خود پوشیدی، کریما خود برگرفتی و کس نگفت که بردار، اکنون که برگرفتی مگذار و در سایه لطف خود میدار و جز به فضل و رحمت خود مسپار الهی آب عنایت تو به سنگ رسید، سنگ بار گرفت، درخت رویانید درخت میوه بار گرفت چه درختی؟ درختی که بارش همه شادی، مزه اش همه انس و بویش همه آزادی، درختی که ریشه آن در زمین وفا، شاخ آن برای رضا، میوه آن معرفت و صفا، حاصل آن دیدار و لقاء

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خداوند درخواست می‌کند که کسی را که خود او را به راه راست هدایت کرده، در معرض آشکار شدن گناه قرار ندهد. او به رحمت و لطف خداوند اشاره می‌کند و می‌خواهد که خداوند همواره در سایه رحمتش نگه‌دارد. شاعر به قدرت الهی اشاره دارد که مانند آبی که به سنگ می‌رسد، می‌تواند زندگی و رشد را به وجود آورد. او درختی را وصف می‌کند که بارش شادی، انس و آزادی است و ریشه‌اش به وفا و شاخش به رضا وابسته است. میوه این درخت معرفت و صفا و حاصل آن دیدار با خداوند است.