شمارهٔ ۱۹۸ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار
الهی تو آنی که نور تجلی بر دلهای دوستان تابان کردی و چشمه های مهر در سر ایشان روان کردی، تو پیدا و به پیدائی خود در هر دو گیتی ناپیدا کردی، ای نور دیده آشنایان و سوز دل دوستان و سرور جان نزدیکان، همه تو بودی و توئی، تو نه دوری تا ترا جویند نه غافل تا ترا پرسند نه تو را جز بتو یابند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به خداوند اشاره میکند که او نور و محبت را در دلهای دوستانش تابانده و باعث شده تا افراد وقتی به او فکر میکنند، احساس نزدیک بودن کنند. خداوند در عین حال که در دسترس است، در عین خفا و ناپیداست و هیچ کس نمیتواند جز او را جایگزین کند. شاعر از خدا به عنوان نور و سرور جان نزدیکان یاد میکند و تأکید دارد که او همیشه در دلها و نزدیکیها حضور دارد.