نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۳ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار

الهی راهم نما بخود و باز رهان مرا از بند خود، ای رساننده بخود برسانم که کسی نرسیده بخود بارالها یاد تو عیش است و مهر تو سور، شناخت تو ملک است و یاد تو سرور و صحبت نزدیکی تو نور، جوینده تو کشته با جان است و یافت تو رستخیز بی صور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، نویسنده از خداوند می‌خواهد که او را به خود راهنمایی کند و از بند خود رها سازد. او به یاد خدا و عشق به او اشاره می‌کند و می‌گوید که شناخت و یاد خداوند باعث شادی و سرور است. نزدیکی به خدا نوری است که جوینده را زنده می‌کند و در نهایت، یافتن خداوند به معنی رستاخیزی بدون تصویر و شکل است.