نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۲ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

الهی ذکر تو بهره مشتاق است و روشنائی دیده و دولت جان و آئین جهان یک ذره فزودن به دوستی از دو جهان است

یک لحظه با دوست خوشتر از جان است، یکنفس با دوست ملک جاودان است، عزیز آن بنده که سزاوار آنست، این چه کار است که بی نام و نشان است، شغل بنده است و از بنده نهان است

رفیقی از آن بی طاقت و به آن یاران است و او که طالب آنست در میان آتش نازان است

ار دستت از آتش بود، ما را ز گل مفرش بود

هرچ از تو آید خوش بود، خواهی شفا خواهی الم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به اهمیت و زیبایی دوستی و ارتباط با خداوند اشاره دارد. او می‌گوید که ذکر خداوند برای مشتاقان، مانند نوری است که جان و جهان را روشن می‌کند. عشق به دوست و نزدیکی به او، بهتر از زندگی و جاودانگی است. شاعر بر این باور است که حقیقت ارتباط با خداوند و دوستی، در عمق وجود انسان نهفته است. او همچنین به عشق و شوقی که در دل خود دارد، اشاره کرده و بیان می‌کند که هر چیزی که از محبوب برآید، خوشایند است، چه شفا باشد و چه درد.