نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۳ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار / وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف)

الهی در یافتن خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزنده نفسهای دوستانی آرام دل غریبانی، چون در میان جانی، از بیدلی می گویم که کجائی، جانرا زندگی می باید تو آنی به خود و از خود ترجمانی، به حق تو بر خودت که ما را در سایه غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی،

چشمم همی بخواهد دیدارت

گوشم همی بخواهد گفتارت

همت بلند کردند این هر دو

هر چند نیستند سزاوارت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خداوند درخواست یاری در یافتن خود می‌کند و به عشق و دوستی اشاره می‌کند که آرامش‌بخش دل‌های غریب است. او از احساس گم‌گشتگی سخن می‌گوید و می‌خواهد که خداوند او را در مسیر خود هدایت کند و به وصال برساند. شاعر همچنین آرزوی دیدار و گفت‌و‌گو با محبوبش را دارد و هرچند می‌داند که شاید شایسته‌اش نباشد، اما همت بلند او همچنان به او امیدوار است.