شمارهٔ ۴۰ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
الهی چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزاد آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است
ما را سر و سودای کس دیگر نیست
در عشق تو پروای کس دیگر نیست
جز تو دگری جای نگیرد در دل
دل جای تو شد جای کس دیگر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و محبت عمیق خود به معشوق میپردازد و بیان میکند که هیچ غمی وجود ندارد زیرا او معشوق را دارد. او تأکید میکند که در عشقش به هیچ کس دیگری فکر نمیکند و دلش تنها برای معشوق است. به عبارت دیگر، تمام توجه و احساسات او به یک نفر متمرکز شده و هیچ جای دیگری برای کسی در دلش وجود ندارد.