نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مقامات

جنون بی آگاهی مرد از اوست نه بی آگاهی از دوست از خود بریده و بدوست رسیده نه بخود آگاه بود نه بدوست راه جنون درهستی مستی نهایتست و در نیستی هدایت وحسن آگاهی آن باشد که مراد از خود بی آگاه گردد و جنون آن باشد که مرد در این کار از خود متحیر و گمراه گردد هر چند که بی آگاهی از خود زیباست اما آینه بی آگاهی باندازه دیده باشد درد و اندوه او را دیوانه میکند و آتش محبت او را پروانه میکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

جنون ناشی از بی‌اطلاعی انسان از خود است، نه از دوستان. وقتی فرد از خود قطع رابطه کند و به دوست روی آورد، خود را نمی‌شناسد و به دیگران وابسته می‌شود. جنون در حقیقت اوج مستی انسان است و در نبود خودآگاهی از هدایت و زیبایی برخوردار است. وقتی فرد از خود بی‌خبر می‌شود، دچار تحیر و سردرگمی می‌شود. هرچند بی‌اطلاعی از خود زیبایی‌هایی دارد، اما درد و رنج او را دیوانه می‌کند و عشق او را به اشتعال می‌اندازد.