بخش ۹ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مقامات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خبر را در مسامرت جوار نیست و سمر در مکاشف بکار نیست با دوست سخن گفتن فرط وفاست و وحشت از راه روفتن شرط صفاست گه حکایت اشتیاق دراز و گه شکایت فراق آغاز کند و گه سرکشی و ناز کند بار مشاهده به قوت تربیت مسامرت تواند کشید و شربت قربت بر سماع نوش باش معشوق توان چشیدن و در آنحال که مرد به صفت خویش قائم است مسامر از مشاهده محجوب آید در بدایت مرد عیان باشد و راز نهان و در نهایت راز عیان باشد و مرد نهان
مرا بی من چنین عشق تو کردا
نه من خود گشته ام همچین بعمدا
چو من پیدا بدم بد راز پنهان
نهان گشتم کنون و راز پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان عواطف و تجربیات عاشقانه میپردازد. نویسنده اشاره میکند که صحبت با دوست و معشوق نشان از وفاداری دارد و در عین حال، بیانگر دشواریهای فراق و دوری است. او به اهمیت تربیت در ارتباط نزدیک و محبت میپردازد و میگوید که وقتی آدمی در خود است، از حقیقت وجود خود محروم میشود. در پایان، شاعر به تغییر وضعیت خود اشاره میکند؛ زمانی که او در عشق بود، رازها پنهان بودند، اما اکنون که در تنهایی است، رازها عیان شدهاند و خود او نیز به نوعی دیگر پیدا شده است.