بخش ۱۳ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مقامات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مرد در تجرید مرد مرد گردد و از خودی خود فرد گردد تجرید در حقیقت خود از خود انداختن است واز نیک و بد پرداختن نصیب خود به علم بیند بدیده از آن برخیزد و ذات در بازد و بند بردارد و رخت عادت غارت کند و گناه بود خود کفارت کند و اسباب و علت محو کند و از طرف سجود بخود سهو کند چون داند که هست و با هست نیست نسازد و به خویشتن هیچ ننازد یکقدم از آدم برگیرد ویکی از عالم و یکی از خود و یکی از عام
خیز یارا خیز تا در نیستی یکدم زنیم
آتش اندر خرمن آل بنی آدم زنیم
هر چه اسبابست آنراجملگی جمع آوریم
پس بحکم نیستی آنرا سپس بر هم زنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نویسنده به مفهوم تجرید و خودشناسی میپردازد و بیان میکند که مرد باید از خودی خود بگذرد و از نیک و بد نگذرد و با علم و آگاهی به ذات خود برگردد. او باید عادات و گناهان را ترک کند و از دنیا و علل مادی دور شود. در نهایت، او به یک نوع وجود در نیستی دست مییابد و به دنبال این است که همه چیز را جمعآوری کرده و در حکم نیستی آنها را نابود کند. شاعر به خویشتنداری و عدم وابستگی به منیت نیز اشاره میکند.