بخش ۲۴ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مقامات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
وجد پس از عالم وصال و فراق است وجد عالم بیزاری بجان عاشقان است وجد توبه دل دوستان است و جد ریحان جان عاشقان است وجد صفت جان است وجد عاری بودن از این و آنست میسوزد آتش محبت جان عاشق آتش نیارمیده است اما محبت در آن بیارمیده است چون آتش زیادت گردد محب بیطاقت گردد و دردبی دوا گردد به چشم گریان و به دل بریان راز پیدا مرد پنهان عاشقی را چیست درمان
بر آتش عشقت دل و جان عود کنم
جان بنده تست من همین سود کنم
چون پاک بسوزد آتش عشق تو جان
صد جان دگر به حیله موجود کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی حالات و احساسات عشق و وجد میپردازد. وجد نتیجه وصال و فراق است و نشاندهنده بیزاری عاشقان از دنیای مادی است. همچنین بیان میکند که وجد به نوعی توبه قلبی دوستان و نشانهای از عشق عمیق به معشوق است. در این حالت، عشق میسوزاند و عاشق را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. با افزایش شدت این احساس، عاشق ممکن است بیتاب و دچار درد شود. در نهایت، گویا عاشق پذیرای این آتش و سوزندگی است و تمایل دارد همه جان خود را به خاطر معشوق از دست دهد و خود را در این عشق پاک بسوزاند.