بخش ۲۶ خواجه عبدالله انصاری
تجلی برقی است که عاشق در آتش وی ناتوان گردد و خواهد که وی همه جان گردد تجلی ناگاه آید اما بر دل آگاه آید هر کرا خبری نیست تجلی را در وی اثری نیست تجلی ذاتست و تجلی صفات عاشق را تجلی ذات مست کند و تجلی صفات پست کند تجلی ذات هست کند و تجلی صفات نیست کند مرد باید که دریافت افروخته و در نایافت سوخته چون سوخته بسوخته رسد حالی درگیرد چون به افروخته رسد پای گیرد این آتش را هر موم نشاید و این عاشق دیده عموم نشاید در عشق تجلی جمال محبوب نثار نفس معیوب نشاید زحمت انوار طاعت خویش و ظلمت آثار رؤیت خویش از خویش دور دار که یکذره از این جمال مایه انوار افق اعلی را تمامست این اسرار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره تجلی و عشق الهی صحبت میکند. تجلی به معنای ظهور و بروز صفات و ذات معشوق است که عاشق را در آتش عشق ناتوان میکند و او را خواهان تبدیل شدن به ذات معشوق میسازد. تجلی ناگهانی و بر دل آگاه میآید، و تنها افرادی که از آن آگاهی ندارند، تأثیری در وجودشان نمیگذارد. تجلی ذات، انسان را مست کرده و تجلی صفات به او نقصان میزند. عاشق باید به درک عمیق و واقعی عشق برسد، بهگونهای که با آتش عشق بسوزد و گم شود. همچنین، در عشق واقعی، تجلی جمال محبوب به انسان نادرست و معیوب نخواهد داد و از آثار و زحمات خود دور باشد. در نهایت، اشاره به این است که جمال الهی میتواند آگاهی از بزرگترین اسرار عالم باشد.