نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۵ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مقامات

ابتدای آفتاب توحید است که از مشرق غیب پدید آید بر اهل سعادت تابد ولایت ظلمت و آثار پندار برد اهل عنایت را هر ساعتی کرامت نودهد و اهل رعایت را هر زمان بنو مقامی برند خورشید دواست یکی بر جهان تابد و یکی بر جان تابد بدان یکی که بر جهان تابد ظلمت بگدازد و آندیگری که بر جان تابد وحشت خلقت بگدازد و آن دیگری که برآید نجوم نماند و آندیگری که برآید رسوم نماند آنکه به چشم خویش بنظاره خورشید است از دیدن خورشید ناامید است و آنکه بخورشید بنظاره خورشید است نظری وی جاوید بر خورشید است خورشید به خود دیدن خطاست خود را برو دیدن سزاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

متن درباره‌ی مفهوم توحید و ولایت است. در آغاز، آفتاب توحید از غیب ظهور می‌کند و بر اهل سعادت می‌تابد، در حالی که ظلمت و پندار را از اهل عنایت دور می‌کند. هر لحظه کراماتی به اهل رعایت عطا می‌شود. این خورشید دو نوع نور دارد: یکی بر جهان می‌تابد و دیگری بر جان انسان‌ها. نور اول ظلمت را از بین می‌برد و نور دوم، وحشت وجود را تسکین می‌دهد. کسی که خورشید را با چشم خود می‌بیند، دیگر از آن ناامید نیست. در نهایت، اشاره می‌شود که نگاه به خود خورشید‌‌ خطاست و باید به آنچه که موجب درک و فهم می‌شود، توجه کرد.