نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

مخاطبهٔ نهم - در ذکر کیفیت و روش اهل طریقت و مراتب حقیقت و رجحان شریعت بر حقیقت خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مخاطبات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای عزیز باید دانست که اهل الله را دو نوع طریقتست یکی طریقه شریعت و یکی طریقه حقیقت است اما همت بر تحصیل هر دو باید گماشت و شریعت را مقدم بر حقیقت باید داشت چه مرتبه شریعت از مرتبه حقیقت زیاده است ازاین جهت که خدایتعالی بنای حقیقت را بر شریعت نهاده شریعت میفرماید که پاک دامن باش و حقیقت می گوید با من باش شریعت در حقیقت و حقیقت در شریعت نهان است

شریعت چیست؟ بی بدی - طریقت چیست؟ بی دوئی - حقیقت چیست؟ بی خودی چون از این هر سه گذشتی باوپیوستی وهمه او گشتی، اول بدایت را محکم بکن آنگاه نهایت را میساز بدایت همه درد است ونیاز و نهایت همه ناز است و کشف راز

شریعت را استاد باید و طریقت را پیر پس عارف آنست که عمل به هر دو نماید و اگر شرع را راجح داند شاید چه حقیقت مثل آبست و شریعت مثل آفتاب روشنی عالم بآفتاب است و زندگی آدم بآب شریعت کشتی و حقیقت دریاست از دریا گذشتن بی کشتی خطاست شریعت مر حقیقت را آستانست بی شریعت به حقیقت پیوستن بهتان شریعت راه و حقیقت منزلست راه ناپیموده به منزل رسیدن مشکل حقیقت سر او شریعت دروازه است از دروازه نگذشته بسر آمدن که راه اندازه است، شریعت کلید است و تو حقیقت قفل سدید و گشودن قفل سدید ممکن نیست الا به کلید

ایکه جویای راه حق شده ای

وزخطر در پناه حق شده ای

گربدانی شوی حقیقت خواه

بی شریعت مشو حقیقت خواه

تا شریعت نمیکنی حاصل

در حقیقت نمی شوی واصل

با شریعت ره حقیقت جوی

ره تاریک بی چراغ مپوی

تا ندانی ره حرام و حلال

نشمرد کس ترا ز اهل کمال

دین اسلام شرع مصطفوی است

راه ایمان سلوک مرتضوی است

سد اسلام مصطفی بنهاد

گشت ایمان زمرتضی آباد

مصطفی دان رسول و ره ره اوست

ره ره مرتضی و عترت اوست

گر تو زینگونه یابی آگاهی

عارف حق و سالک راهی

در ره معرفت قدم زده ای

برتر از نه فلک علم زده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، به دو نوع طریقت در سیر و سلوک اهل خدا اشاره شده است: شریعت و حقیقت. شریعت به عنوان یک راهنمای اولیه و اساسی برای پیوستن به حقیقت معرفی شده و گفته می‌شود که باید شریعت را مقدم دانست، زیرا حقیقت بر پایه‌ شریعت بنا شده است. شریعت مانند آفتاب است که زندگی را روشن می‌کند و حقیقت مانند دریاست که با شریعت (کشتی) می‌توان به آن رسید. نویسنده به این نکته تأکید می‌کند که برای شناخت حقیقت باید از اصول شریعت پیروی کرد و شریعت را به عنوان زیرساختی برای رسیدن به حقیقت در نظر گرفت. او هم چنین اشاره می‌کند که عمل به هر دو طریقت ضروری است و بدون شریعت نمی‌توان به حقیقت دست یافت. در نهایت، متن به علاقه‌مندان به مسیر حق توصیه می‌کند که بدون شریعت به دنبال حقیقت نروند؛ زیرا درک درست حرام و حلال و رعایت اصول دین اسلام (شریعت) برای ورود به وادی حقیقت ضروری است.