نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

مناجات شمارهٔ ۱۲۳ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

الهی گردن گردون رام تقدیر تو است و رقبهٔ علمیان مسخّر تدبیر تو است، سر سر کشان بستهٔ تو و جباران کُشتهٔ تو و دوزخ زندان تو، فردوست بُستان تو، در آسمان سلطان تو، عزت و کبریایی از آن تو، در قیامت مطیعان راحلهٔ احسان تن، بر توقیع هر نیکبخت عنوان تو

دل درد تو را به جان مداوا نکند

در عشق تو جان ز غم محابا نکند

ما راز غمت بکس نگوییم اگر

بوی جگر سوخته رسوا نکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعری ست که به قدرت و اراده الهی اشاره دارد. او می‌گوید که تمام امور جهان تحت فرمان خداوند است و حتی بزرگترین ستمگران و سرکش‌ها نیز در نهایت به خواست او تسلیم می‌شوند. شاعر به زیبایی می‌گوید که در قیامت، نیکوکاران به احسان و لطف خداوند امیدوارند. او همچنین به درد و غم عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ درمانی بر درد ناشی از عشق وجود ندارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که هر چه در دل داریم، نمی‌توانیم آن را به کسی بگوییم، چون غم و دلتنگی ما با قضاوت دیگران نمایان می‌شود.