مناجات شمارهٔ ۱۴۲ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
الهی هر شادی که بی تو است اندوه است هر منزلی که نه در راه تو است زندان است هر دل که نه در طلب تو است ویران است. یک نفس با تو بدو گیتی ارزان است یک دیدار از تو بهزار جان رایگان است.
تا دلم فتنه بر جمال تو شد
بندهٔ حُسن دوالجلال تو شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و شوق الهی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هر شادی بدون حضور خداوند اندوه است و هر مکانی که در مسیر او نباشد، زندان محسوب میشود. همچنین، دلهایی که در تلاش برای رسیدن به او نباشند، ویران هستند. یک لحظه نزد او، تمامی دنیا را ارزشمند میسازد و یک دیدار از او جان را بیقیمت میکند. در نهایت، شاعر میگوید که دلش شیفته زیبایی خداوند شده و خودش را بندگی او میداند.