نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

مناجات شمارهٔ ۱۴۶ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه

الهی مشرب می شناسم اما وا خوردن نمی یارم، دل تشنه و در آرزوی قطرهٔ میزارم سقایه مرا سیراب نکند، من در طلب دریایم، بر هزار چشمه گذر کردم تا که دریا دریابم، در آتش عشق غریقی دیدی ؟ من چنانم، در دریا تشنه ای دیدی ؟ من آنم، راست بحیرت زدهٔ مانم که دربیابانم، فریادم رس که از بلایی به فغانم.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از تشنگی شدید خود به عشق و معرفت الهی سخن می‌گوید. او می‌گوید که با وجود آشنایی با معارف الهی، همچنان دلش تشنه است و نمی‌تواند آرامش یابد. او در جستجوی حقیقت و دریای عشق است، حتی اگر هزار چشمه را پشت سر بگذارد. در آتش عشق غوطه‌ور است و از تنهایی و بلایی که بر او آمده، به فریاد آمده است. این شعر بیانگر عمق احساسات و جستجوی حقیقت در دل انسان است.