مناجات شمارهٔ ۱۶ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی! تو دوستان را به دشمنان مینمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، سعداتش بر سر دیوان کنی و به فردوس او را میهمان کنی، مجلسش روضهٔ رضوان کنی، ناخوردن گندم با وی پیمان کنی، و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی، آن که او را زندان کنی و سالها گریان کنی، جباری تو کار جباران کنی، خداوند تو کار خداوندان کنی، تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به نوعی نارضایتی و اعتراض از وضعیتی اشاره دارد که در آن خداوند دوستانش را به دشمنان تبدیل میکند و درویشان را در غم و اندوه میگذارد. همچنین بیان میکند که خداوند میتواند بیماری و درمان را در یکجا فراهم کند و در عین حال به بندگی و سختیها دامن بزند. از سوی دیگر، خداوند با احسانهایش به انسانها و تقدیرشان در بهشت برخورد میکند و معانی پیچیدهای از عدالت و بیعدالتی را به تصویر میکشد. نویسنده به نوعی به تناقضات موجود در کردار خداوند اشاره دارد و نشان میدهد که چطور ممکن است خداوند با بندگانش به طرز عجیب و غریبی رفتار کند.