مناجات شمارهٔ ۱۸۲ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی دعوی صاقانی، فرزندهٔ نفسهای دوستانی، آرام دل غریبانی، چون در میان جان حاضری از بیدلی میگویم که کُجایی، زندگانی را جانی و آیین زیاد به خود از خود ترجمانی، به حق تو بر توت که ما در سایهٔ غرور ننشانی و بوصال خود رسانی.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به دعا و نیایش از طرف شخصی خطاب به خداوند میپردازد و احساسات عمیق عاشقانه و longing برای وصال با معشوق را بیان میکند. شاعر از غم و دلتنگی خود صحبت میکند و به جستجوی معشوق در زندگی اشاره میکند، در عین حال از خدا طلب یاری و دسترسی به عشق واقعی دارد. او اعلام میکند که میخواهد از غرور و فاصلهها دور شود و به وحدت و وصال بپردازد.