مناجات شمارهٔ ۱۸۵ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی چند نهان باشی و چند پیدا ؟ که دلم حیران گشت و جان شیدا، تا کی در استتار و تجلی کیبود آن تجلی جاودانی. خداوندا چند خوانی ورانی، بگداختم در آرزوی روزی که در آن روز تو مانی، تا کی افگنی و بر گیری، این چه وعده است بدین درازی و بدین دیری.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند میخواهد که تکرار پنهان و پیدا شدنش را کم کند، چرا که دل او در این حیرت و شیدایی سرگردان شده است. او از خدا میپرسد که تا کی باید در پس پرده باشد و تجلی جاودانهاش را تجربه کند. شاعر به آرزوی روزی میاندیشد که در آن روز خداوند را به وضوح ببیند و از طولانی بودن وعدههای خداوند گلایه میکند.