مناجات شمارهٔ ۱۹۰ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی گاه گریم که در اختیار دیوم از بس تاریکی بینم، باز ناگاه نوری تابد که جملهٔ بشریت در جنب آن ناپدید بود. خدایا از تو می گفتم و گاه از تو می نیوشیدم میان جُرم خود و لطف تو می اندیشیدم، کشیدا آنچه کشیدم همه نوش گشت چون آوای تو شنیدم.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به حالت روحانی و احساسی خود اشاره میکند. او در لحظاتی از زندگیاش به شدت محزون و تاریک میشود، اما ناگهان نوری الهی بر او تابیده و همه چیز را روشن میکند. او در این بین به تفکر درباره ارتباط خود با خدا و لطف او میپردازد و در نهایت متوجه میشود که همه دردها و سختیها با شنیدن صدای الهیاش به آرامش تبدیل میشوند.