مناجات شمارهٔ ۱۹۶ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی از آرندهٔ غم پشیمانی در دلهای آشنایان و ای افگنده سُوز در دل تایبان ای پذیرندهٔ گناهکاران و معترفان ف کسی باز نیامد تا باز نیاوردی و کسی راه نیافت تا دست نگرفتی، دستگیر که چون تو دستگیر نیست دریاب که جُز تو پناه نیست و پرسش ما را جُز تو جواب نیست و درد ما را جُز تو دوا نیست و از این غم جُز تو ما را راحت نیست.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خلاصه: خداوندا، از غم پشیمانی در دل آشنایان و سوختن در دل دوستداران آگاه شو. تو تنها پناهگاه و پاسخگوی پرسشهای ما هستی و هیچکس جز تو نمیتواند درد و غم ما را درمان کند. از این رو، به یاری ما بشتاب، چراکه جز تو هیچ امیدی نداریم.