مناجات شمارهٔ ۲۰۱ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی راهم نما بخود و باز رهان مرا از بنده خود، ای رساننده بخود برسانم که کسی نرسیده بخود، بار الها یاد تو عیش است و مهر تو سور، شناخت تو ملک است و یاد تو سرور، و صحبت و نزدیکی تو نور، جویندهٔ تو کُشتهٔ با جان است و یافت تتو رستخیز بی صور.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر از خداوند درخواست میکند که او را به خود نزدیک کند و از بندگی دنیا رهایی بخشد. او نیکویی و خوشی را در یاد خدا میداند و نزدیک شدن به خدا را نور و روشنایی میشمارد. شاعر بیان میکند که جوینده واقعی خدا جان خود را برای رسیدن به او فدای میکند و دستیابی به حقیقت و شناخت خدا را حیات واقعی میداند.