مناجات شمارهٔ ۲۲۵ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف)
الهی در یافتی خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزندهٔ نفسهای دوستانی آرام دل غریبانی چون در میان جانی، از بیدلی میگویم که کُجایی جان را زندگی می باید تو آنی به خود و از خود ترجمانی، به حق تو بر حودت که ما را در سایهٔ غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی.
چشمم همی بخواهد دیدارت
گوشم همی بخواهد گفتارت
همت بلند کردند این هر دو
هر چند نیستند سزاوارت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به بیان عشق و longing برای دیدار معشوق میپردازد. شاعر از احساسات عمیق خود سخن میگوید و از اینکه چطور این عشق میتواند آرامشبخش یا گاهی غمانگیز باشد. او انتظار دارد که معشوق به او نزدیک شود و به او زندگی ببخشد، و همچنین ابراز میکند که چشم و گوشش همیشه به دنبال دیدار و شنیدن صدای معشوق است. عشق او حتی در زمانی که شاید معشوق شایسته این احساسات نباشد، همچنان برپا است.